۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

زن و شوهر

احمدی جون بعد از دعوا با آقاشون و قهر چند روزه که رفته بود خونه باباش میگفت مهرم حلال جونم آزاد.
هر چی هم پیغام پسغام دادن که بیا ناز نکن دعوا تو همه خونواده ها هست گفت الا و بلا که طلاق .
آقا هم از اون ور خر شده بود میگفت طلاق نمیدم.با کفن رئیس جمهوری اومده تو بیت باید با کفن رئیس جمهوری هم بره.
این وسط هم یه عده مجلسی از خدا بیخبر گفتن اگه نری سر خونه زندگیت حکم زنا بهت میدیم و میگیم با مشایی دیدیمت و ... و سنگسارت میکنیم.
آخرش با تلاش فراوان اقوام و خویشان احمدی جون برگشت سر خونه و زندگیش و در اولین اظهار نظر گفـت:
زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

اگه چهار صفر پول برداشته بشه ...

اگه چهار صفر پول برداشته بشه اونوقت :
  • دلار میشه  یک تومان یا حداکثر دو-سه تومان.بعد میتونیم به باباهامون پز بدیم که دوره شما دلار 7 تومان بوده و گرونی  بیداد می کرده و دوره ما ارزونیه.
  • چون واحد کوچکتر نداریم مثل یک شاهی یا دو شاهی واحد پول جدید آخوندک داریم که میتونیم بگیم یه آخوندک یا دو آخوندک.
  •   وقتی واحد پول آخوندک داریم قم میشه بانک مرکزی ایران.اونوقت هر که میخواد دزدی کنه میره یه آخوند میزنه زیر بغل و الفرار برو پناهنده بشو.البته بعضی از دزدها هم میزنن به کاهدون. مثلا میرن مصباح یزدی میدزدن که ارزش پولی نداره.
  • هر روز  ا.ن  میتونه ادعا کنه  که در دوره جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه تورم رو کنترل کردیم به سمت منفی هم رفته ایم.دوره شاهنشاهی دلار 7 تومان بوده ولی در حکومت امام زمانی دلار 2-3 تومانه.(اینم سندش)
  • میشه با بیست-سی هزار تومان ناقابل بهترین جشن عروسی گرفت.دیگه کسی از هزینه ازدواج فرار نمیکنه.
  • اگه فردا زنت طلاق خواست با روحیه بالا و مثل شیر میری  سیصد-چهارصد هزار تومان نقد میدی خودت رو راحت میکنی.دیگه لازم نیست بگی ندارم یا قسطیش کنید.واسه همین زنها هم سربراه میشن و به فکر طلاق نمیافتن.
  • دیگه حسرت ماشین آخرین مدل نمیخوری.مگه چند میشه؟! بابا همش دویست-سیصد هزار تومان.پراید که 9000 تومانه واسه اسباب بازی بچه ت بخر.
  • تا دلت میخواد هر روز برو تو خیابونها الکی بچرخ و بنزین مصرف کن.باک ماشینت با 700 آخوندک پر میشه.چیزی هم که زیاده آخوند.
  • هر هفته میریم دبی  عشق و حال.بدبخت عربها چهار درهم باید بدن تا یه تومان بهشون بدیم.دیگه نوبت ماست تومان تومان پاشون بریزیم.
  •  به کشورهای همسایه اگه کمک بشه دیگه حرص نمیخوریم.مگه به لبنان چند میشه کمک کرد؟ ماهی دو-سه میلیون هم پوله حرص بخوریم؟ واقعا شما دیگه خیلی بخیلید.
  • فساد و اختلاس مالی مقامات کشور از بین میره.کسی واسه 40-50 میلیون تومان میاد خودش رو سکه ی یه پول بکنه؟!! اونم تو کشور اسلامی ؟؟؟!!!

۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه

آدم و من

بیامد دوش به خوابم جدّم آدم
بگفت جانا چرا غمگینی هر دم؟
بگفتم با تو گویم درد بسیار
فشرده ست این گلو صدها نه یکبار
دلم خون است ز دست هم گلیمان
که هر چه میکشم از توست پدرجان!
نبودی فکر مسکن یا که پولی
برفتی پشت سیب حالی به حولی
چه میشد گر به قرصی یا به کاندم
نمی دادی چنین ننگی به مردم
بگفت دلبند من آری چنین بود
ولیکن کاندمش از آن چین بود
خدا لعنت کند ابلیس مفلس
که انداخت جنس چینی جای یو اس
بگفتم یک سوال دارم دگر بس
مموتی را چرا انداخته ای پس؟
بگفتا وای مصیبت مال من نیست
چنین ننگی خدایا آل من نیست
تو را نفرین کنم حوّا همیشه
زدی خنجر به قلب و تیشه ریشه
ببود بوزینه ای همسایه  ما
نبودم خانه یک روز بهر کارها
بریختند روی هم حوّا  و میمون
مموتی مال میمون است و همخون
اگر گویم خیانتهای دیگر
بفهمی نسل آخوندها و اکبر
نمودی داغ دل تازه پسر جان
بخواب آرام که کردی دل پریشان

خدا ما رو ببخش تا ما هم تو رو ببخشیم

خدا ما رو ببخش تا ما هم تو رو ببخشیم.
آره درست شنیدی ما نمیبخشیمت به این آسونی.مگه چه هیزم تری به تو فروختیم که ما رو فرستادی اینجا ؟
اصلا چرا ما رو ساختی؟ تو که خدایی چرا نتونستی جلوی خودت بگیری. این همه وسایل پیشگیری ! قرص ، آمپول ، عمل و...
اصلا میذاشتی گل ما خشک میشد به کی بر میخورد؟
ما رو ساختی که چی؟ صبح تا شب به تو تعظیم کنیم؟ مگه ارث باباتو طلب داشتی یا اگه ما رو به هوای کسی دیگه ساختی همونارو میذاشتی ور دلت بی خیال ما میشدی.
این همه خراب کاری دیگه چکار به مریم داشتی.اینو دیگه کجای دلم بذارم.حتما میخوای فردا پس فردا هم بری قم عیسی رو بکنی جانشینت؟
خوب اون بالا با جبرئیل و میکائیل و... ریختی رو هم .هر بار هم که انتخابات میذاری خودت رو با اکثریت آرا میکنی خدا.
همین کارا کردی ابلیس بدبخت فراری شد بعدش هم به جای اینکه بفرستیش جهنم فرستادیش کهریزک.
تا صدامون درمیاد میگی بهتون عقل دادم.می خوام که ندی.مگه با عقل چه گلی به سرم زدم که منت میذاری.
عقل هم نداشتم باز میرفتم یه اخراجیها نگاه میکردم ، یه ساندیسی میخوردم یا اگه یارانه ها بر میداشتند ککم نمیگزید.
خداییش این عقل واسه چی بود؟ من که کاربردش نفهمیدم.
حتما فردا هم ازمون  توقع داری به عنوان تک تیر انداز بریم کمک عزرائیل  جون مردم بگیریم؟!
من دیگه به اینجام رسیده و آخرش مثل ابلیس میزنم به سیم آخر.
دیگه خود دانی.
ما رو ببخش تا ما هم تورو ببخشیم.

۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

دعای عید امسال

یا مقلب القلوب والابصار
سید علی را ببند با افسار
یا مدبر الیل و النهار
ماموتی نزند جفتک این بهار
یا محول الحول و الاحوال
حالی به حولی حتی به پولی من حالنا  الی احسن الحال


۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

قصه ساز

ای قصه ساز با من بمان
شب را به پایانش رسان 
با من بگو از روز درد
از روز رفتن تا نبرد
از گریه های شب خیس
تا مرگ افلیج خبیث 
با من بگو ای قصه ساز
از آتش سرب گداز
از مجلسی خوار در قفس
مشتی مترسک بی نفس
از دینداران  لائیک
تا خبرگان ژوراسیک
از اکبر واژگون شده
از مترو هم بیرون شده
حزب خدا لبنان دوست
هرچه که پول است مال اوست 
با من بگو از خفتگان
از خون سبز رفتگان
از ژاله جاسوس شده
تا رهبر محبوس شده
 سلطان راستی در جهان
شاه شهان محمود چاخان
یارانه های پر هدف
 تا مردم ایستاده صف
از برق و گاز رایگان
آزادی و حق بیان !

۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

خرمشهر آزاد شد

صبح خوابیده بودم که صدای بلند مجری اخبار با گفتن  اللهم عجل .....  از خواب بیدارم کرد.چند دقیقه ای گیج بودم.
با سرعت رفتم پایین  گفتم بابا چی شده ؟ خرمشهر آزاد شده؟ کسی مرده؟
گفت نه بابا یارانه ها آزاد شده.
مجری داشت  خودش را جر وا جر میکرد و چنان داد میزد که گفتم روح ملکوتیش الان که آزاد بشه.
معلوم نبود بهش گفته بودن که با شور حسینی داد بزنه یا از فشاربرداشتن یارانه ها داشت می ترکید.